از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی» Reviewed by Momizat on .   از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی»   ✍ دکتر رضا الماسی   دنیای ما چه دنیای عجیبی شده است! گویی زندگی ما آرام‌آرام به صحنه‌ای بزرگ برای نمایش تبدیل ش   از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی»   ✍ دکتر رضا الماسی   دنیای ما چه دنیای عجیبی شده است! گویی زندگی ما آرام‌آرام به صحنه‌ای بزرگ برای نمایش تبدیل ش Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » دسته‌بندی نشده » از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی»

از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی»

 

از «منِ مجازی» تا «منِ واقعی»

 

✍ دکتر رضا الماسی

 

دنیای ما چه دنیای عجیبی شده است! گویی زندگی ما آرام‌آرام به صحنه‌ای بزرگ برای نمایش تبدیل شده و بسیاری از ما، به جای آنکه برای «منِ خویش» زندگی کنیم، برای «منِ دیگران» زندگی می‌کنیم. ظاهر و چهره‌مان را با نگاه دیگران می‌سنجیم، انتخاب‌هایمان را با پسند آنان تنظیم می‌کنیم و حتی حضورمان در فضای مجازی نیز اغلب وابسته به قضاوت و تأیید دیگران شده است! انگار دیگر فقط زندگی کردن کافی نیست؛ باید زندگی‌مان را به نمایش بگذاریم.

 

✴️ اروینگ گافمن، در تحلیل زندگی اجتماعی، از استعاره «صحنه» و «نقش» استفاده می‌کند؛ اینکه انسان در روابط اجتماعی، اغلب نقشی را اجرا می‌کند و تصویری از خود به دیگران ارائه می‌دهد. شاید فضای مجازی، شکل تازه و بسیار گسترده‌تری از همین صحنه باشد. امروز از چهره و لباس گرفته تا سفر، غذا، خانه، موفقیت، روابط و حتی احساسات مان، می‌تواند تبدیل به بخشی از یک نمایش عمومی شود. گاهی دیگر سفر نمی‌رویم که فقط سفر کنیم؛ می‌رویم تا تصویر سفرمان را نشان دهیم. گاهی شادی نمی‌کنیم که فقط شاد باشیم؛ بلکه می‌کوشیم دیگران بدانند که شادیم. عجیب‌تر اینکه اگر چیزی برای نمایش نداشته باشیم، باز هم راهی برای حضور در این صحنه پیدا می‌کنیم؛ با یک فوروارد، بازنشر متن، کلیپ یا جمله‌ای که دیگری نوشته است. بازنشر یک مطلب خوب یا یک ویدئوی ارزشمند، البته به‌خودی‌خود ایرادی ندارد؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که بازنشر جای اندیشیدن را بگیرد و انسان بخواهد با اندیشه‌های دیگران، هویت فکری خود را به نمایش بگذارد. گویی با هر بازنشر می‌خواهیم بگوییم: «من هم هستم؛ من هم می‌فهمم؛ من هم حرفی برای گفتن دارم.» اما آیا واقعاً حرفی از خودمان برای گفتن داریم؟

 

✴️ شری تورکل، پژوهشگر و استاد MIT، درباره زندگی انسان در عصر دیجیتال هشدار می‌دهد که مرز میان «خودِ واقعی» و «خودِ مجازی» روزبه‌روز پیچیده‌تر شده است. شخصیت مجازی انسان می‌تواند با احساس او از خویشتن درآمیزد و تشخیص اینکه «من واقعاً چه کسی هستم؟» را دشوارتر کند. این مسئله را امروز به‌خوبی می‌توان دید. گاهی انسان آن‌قدر مشغول ساختن تصویری از خودش برای دیگران می‌شود که خودش نیز به‌تدریج همان تصویر را باور می‌کند؛ به‌طوری که «منِ نمایشی» آرام‌آرام جای «منِ واقعی» او را می‌گیرد.

 

✴️ بایونگ-چول هان، فیلسوف معاصر، از وضعیت انسان در «پانوپتیکون دیجیتال» سخن می‌گوید؛ فضایی که انسان در آن، گویی داوطلبانه خود را در معرض نگاه دیگران قرار می‌دهد. ما عکس می‌گذاریم، نظر می‌دهیم، زندگی شخصی‌مان را عرضه می‌کنیم و منتظر واکنش دیگران می‌مانیم؛ گویی نگاه دیگران تبدیل به آینه‌ای شده که ارزش خود را در آن جست‌وجو می‌کنیم. اما مشکل آنجاست که وقتی ارزش خود را از نگاه دیگران بگیریم، اختیار خود را نیز به آنان واگذار کرده‌ایم.

 

✴️ حتی «اصیل بودن» نیز در روزگار ما گاهی به یک نمایش تبدیل شده است. انسان می‌خواهد متفاوت باشد، خاص باشد، خودش باشد؛ اما حتی «خود بودن» را هم برای دیگران اجرا می‌کند! این همان پارادوکسی است که بسیاری از متفکران عصر دیجیتال به آن توجه کرده‌اند: ممکن است حتی اصالت ما نیز تبدیل به یک نقش شود؛ یعنی به جای اینکه واقعاً خودمان باشیم، تصویری از «آدم اصیل» را بازی کنیم. انسان برای اینکه خودش باشد، گاهی نقاب تازه‌ای به نام «خودِ واقعی» بر چهره می‌زند.

 

✴️ امروز حتی چهره انسان نیز گاهی به پروژه‌ای برای جلب رضایت دیگران تبدیل شده است. فیلترها، ویرایش تصاویر و معیارهای غیرواقعی زیبایی می‌توانند انسان را از چهره طبیعی و واقعی خودش دور کنند. البته توجه به ظاهر و آراستگی، بخشی طبیعی از زندگی است؛ مسئله آنجاست که ارزش انسان به ظاهر او تقلیل پیدا کند. چه بسیار چهره‌های زیبا که صاحبشان آرامش ندارد و چه بسیار چهره‌های ساده که حضورشان به زندگی دیگران گرما می‌بخشد. بی‌تردید، انسان بیش از آنکه چهره‌ای برای دیده شدن باشد، شخصیتی برای زیستن است.

 

✴️ نیچه در «چنین گفت زرتشت» با زبان فلسفی خود، انسان را به بازگشت به خویشتن فرامی‌خواند: «خود را فراموش مکن.» شاید این یکی از مهم‌ترین پیام‌های روزگار ما باشد. در میان این همه تصویر، صدا، خبر، نظر، قضاوت، مقایسه و نمایش، خودمان را فراموش نکنیم. گاهی لازم است گوشی را کنار بگذاریم، از صحنه بیرون بیاییم و چند دقیقه‌ای با خودمان خلوت کنیم. از خودمان بپرسیم:

اگر هیچ‌کس قرار نبود مرا ببیند، چگونه زندگی می‌کردم؟ اگر هیچ لایکی وجود نداشت، باز هم همین مطلب را منتشر می‌کردم؟ اگر هیچ‌کس از کار خوب من باخبر نمی‌شد، باز هم آن را انجام می‌دادم؟ اگر کسی موفقیت مرا تحسین نمی‌کرد، باز هم برای رسیدن به آن تلاش می‌کردم؟

شاید پاسخ همین پرسش‌ها، ما را به «منِ واقعی» نزدیک‌تر کند.

کلمات کلیدی

آسیب شناسی-فضای مجازی

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 411

ارسال یک دیدگاه

© all rights recerved تمامی حقوق برای کلام پایتخت محفوظ است،استفاده از محتوا با ذکر نام کلام پایتخت مجاز است. توسط بیگ تم

بازگشت به بالا